شب بود بیابان بود

شب بود بیابان بود زمستان بود
بوران بود سرمای فراوان بود
یارم در آغوشم هراسان بود
از سردی افسرده و بی جان بود
شب بود بیابان بود زمستان بود
بوران بود سرمای فراوان بود
یارم در آغوشم هراسان بود
از سردی افسرده و بی جان بود
گیسویش از باد و باران گشته آشفته
در مویش گویی مروارید غلطان خفته
طی شد راه دشوار
آخر بر من و یار
با بوسه ای گرمی به او دادم
با لبهای چون قند
بر رویم زد لبخند
برد آن همه رنج و غم از یادم
از بهر آن سیمین بر خوشگل
از جسم و جان خود بودم غافل
میکوشیدم بهرش از جان و دل
میبردمش با خود سوی منزل
شب بود بیابان بود زمستان بود
بوران بود سرمای فراوان بود
یارم در آغوشم هراسان بود
از سردی افسرده و بی جان بود

خونه ی مادربزرگه

خونه ی مادربزرگه هزار تا قصه داره
خونه ی مادربزرگه شادی و غصه داره
خونه ی مادربزرگه حرفای تازه داره
خونه ی مادربزرگه گیاه و سبزه داره
کنار خونه ی ما همیشه سبزه زاره
دشتاش پر از بوی گل اینجا همش بهاره
دل وقتی مهربونه , شادی میاد میمونه
خوشبختی از رو دیوار، سر میکشه تو خونه
خونه ی مادربزرگه هزار تا قصه داره
خونه ی مادربزرگه شادی و غصه داره

مرغ سحر

مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازه تر کن
ز آه شرر بار، این قفس را
بر شکن و زیر زبر کن
بلبل پر بسته ز کنج قفس درآ
نغمه ی آزادی نوع بشر سرآ
وز نفسی عرصه ی این خاک توده را
پر شرر کن
پر شرر کن

ظلم ظالم، جور صیّاد
آشیانم، داده بر باد
ای خدا، ای فلک، ای طبیعت
شام تاریک ما را سحر کن

جان مریم

جان مریم چشماتو واکن، منو صدا کن
شد هوا سفید، در اومد خورشید
وقت اون رسید که بریم به صحرا
وای نازنین مریم
وای نازنین مریم
جان مریم چشماتو واکن منو صدا کن
بشیم روونه، بریم از خونه
شونه به شونه، به یاد اون روزها
وای نازنین مریم
وای نازنین مریم
باز دوباره صبح شد، من هنوز بیدارم
کاش میخوابیدم، تو رو خواب میدیدم
خوشه غم توی دلم زده جوونه دونه به دونه
دل نمیدونه چه کنه با این غم
وای نازنین مریم
وای نازنین مریم
بیا رسید وقت درو، مال منی از پیشم نرو
بیا سر کارمون بریم، درو کنیم گندمارو
بیا رسید وقت درو، مال منی از پیشم نرو
نازنین مریم
نازنین مریم

تا بهار دلنشین

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن
ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن
چون نسیم نوبهار بر آشیانم کن گذر
تا که گلباران شود کلبه ویران من
تا بهار زندگی آمد بیا آرام جان
تا نسیم از سوی گل آمد بیا دامن کشان
چون سپندم بر سر آتش نشان بنشین دمی
چون سرشکم در کنار بنشین نشان سوز نهان
تا بهار دلنشین آمده سوی چمن
ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن
چون نسیم بر آشیانم کن گذر
تا که گلباران شود کلبه ویران من
باز آ ببین در حیرتم
بشکن سکوت خلوتم
چون لاله تنها ببین
بر چهره داغ حسرتم
ای روی تو آیینه ام
عشقت غم دیرینه ام
باز آ کنون در این بهار
سر را بنه بر سینه ام

سلطان قلب ها

یه دل میگه برم برم
یه دلم میگه نرم نرم
طاقت نداره دلم دلم
بی تو چه کنم
پیش عشق ای زیبا زیبا
خیلی کوچیکه دنیا دنیا
با یاد توام هرجا هرجا
ترکت نکنم
سلطان قلبم تو هستی تو هستی
دروازه های دلم را شکستی
پیمان یاری به قلبم تو بستی
با من پیوستی
اکنون اگر از تو دورم به هرجا
بر یار دیگر نبندم دلم را
سرشارم از آرزو و تمنا
ای یار زیبا

گل گلدون من

گل گلدون من شکسته در باد
تو بیا تا دلم نکرده فریاد
گل شب بو دیگه شب بو نمی ده
کی گل شب بو رو از شاخه چیده
ُر رنگین کمون
گوشه آسمون پ
من مثل تاریکی تو مثل مهتاب
اگه باد از سر زلف تو نگذره
من می رم گم می شم تو جنگل خواب
گل گلدون من ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آب
گل هر آرزو رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه دلم یه مرداب
آسمون آبی می شه اما گل خورشید
رو شاخه های بید دلش می گیره
دره مهتابی می شه اما گل مهتاب
از برکه های خواب بالا نمی ره
تو که دست تکون می دی
به ستاره جون می دی
می شکفه گل از گل باد
وقتی چشمات هم میاد
دو ستاره کم میاد
می سوزه شقایق از داغ
گل گلدون من ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آب
گل هر آرزو رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه دلم یه مرداب

شهزاده رویای من

دیدم به خواب وقت سحـر
شهزاده ای زریــن کمــــر
نشستـه بر اســـب سفیـــد
می رود از کوه و کمــــر
می رفت و آتش به دلم می زد نگاهش
می رفت و دیدم که بود چشمم به راهش
ترسم دلم رسوا شود، دریا شود ، این دو چشـم پر آبــم
آن که آمد به خوابم
شهزاده ی رویـــــای من شایــــد تویــی
آن کس که روزی در برم آید تویی
از خــواب نوشین، ناگـه پریــدم ،دردا که دیگر او را ندیدم به خدا
جانم رسیده ، از غصه بر لب ،بس آه سوزان از دل کشیدم به خدا

دنیا

دلم از دنیا گرفته شب من مهتاب نداره
روز من بی تو عزیزم حتی خورشیدم نداره
نگو که باور نداری عاشقم عاشقم خسته
نگو که تنهام میذاری با یدنیا غم و غصه
دلم از دنیا گرفته شب من مهتاب نداره
روز من بی تو عزیزم حتی خورشیدم نداره
میشنوی صدای قلبم واسه تو میزنه هربار
میشنوی هرنفسم رو واسه تو زنده ام انگار
همه ی زندگی من با تو شد خلاصه ای یار
نگو که باور نداری بی تو من میمیرم ای یار
دلم از دنیا گرفته شب من مهتاب نداره
روز من بی تو عزیزم حتی خورشیدم نداره
میشنوی صدای قلبم واسه تو میزنه هربار
میشنوی هرنفسم رو واسه تو زنده ام انگار
همه ی زندگی من با تو شد خلاصه ای یار
نگو که باور نداری بی تو من میمیرم ای یار
دلم از دنیا گرفته